اضافه کردم
روي يك صفحه سرمه اي با رنگ سفيد نوشته شده:
what men want
مي رم ببينم مردها چي مي خوان!
شايد من داشته ياشم
دل دو نفر هم شاد مي كنيم
مي دونيد چي بود؟! كف ريش!!!!!
آقايان! افق ديدتون رو كمي گسترده تر كنيد!
چيزهاي بهتر هم هست ها!
اینکه نمی تونم جواب کامنت ها رو بدم و براتون کامنت بذارم برام خیلی دردناکه
از نظر سخت افزاری فعلا دستم بسته است
به حساب بی معرفتی نذارید
در حد آپ کردن می تونم بیام سر بزنم
ارادتممممممممممممممممممممممممممممممممندم





+ نوشته شده در سه شنبه 14 دی1389ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط روشنا
|
سلام
آقا جان هي مي گيد هوا آلوده است
طرح زوج و فرد اجرا مي كنيد براي هواي پاك
پس تكليف فضاي پاك چي مي شه؟هان؟!
به قول استاد عزيزم، آقاي رفيع، بسته پيشنهادي دارم:
اين طرح زوج و فرد رو به چيزهاي!
ديگر هم تعميم بديد
يك روز زوج ها بيان بيرون
يك روز فردها! يعني ماها!
همون امثال من ديگه
حسنش هم اينه كه روزهاي زوج هر كس با زيدش! مياد بيروم
چشمش هم فقط به ناموس خودشه
خوب بقيه صاحاب دارن ديگه!!
روزهاي فرد هم افراد! ميان
فقط فكر كن چقدر عروسي سربگيره
(اگه بشه چي ميشه
)
فضا هم از آلودگي در مياد
بقيه اش هم كه شامل خونه و خرج عروسي و ... مي شه به من مربوط نيست 
مثل همه! من هم يك اردي دادم ديگه (همون زرت و پرت خودمون)
دلم تنگ شده بودها
چه كنم هم كامپيوترم خرابه هم خودم
البته خودم از اون خراب !!!ها نيستم
از اون يكي هام
الان هم از دستگاه دوستانم استفاده مي كنم
برمي گردم به زودي
+ نوشته شده در دوشنبه 8 آذر1389ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط روشنا
|
چند سال دیگه می میرم٬ آرزوی یک Hot Kiss به دلم موند!
دقت داشته باشید تمام چیزهایی که من می نویسم از زبان خودم نیست. شما فکر کنید یک
جوان ۲۲ یا ۲۳ ساله اینو گفته!!!
روشنگری کردم ٬چون بعضی ها عاشق این هستند که مردم رو به آرزو هاشون برسونند
+ نوشته شده در یکشنبه 2 آبان1389ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط روشنا
|
......را به خاطر بسپار..... رفتني است.
۱.پرواز ـ پرنده
۲.پاستورـ فلاني!
۳.جلافت ـ روشنا
۴.رژيم غاصب صهيونيستي ـ موشه دايان
منبع:سخنراني عزيز دل در جمع ديگر عزيزان دل!!! در سرما
+ نوشته شده در دوشنبه 26 مهر1389ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط روشنا
|
يكي :گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت
روشنا:گفتن! كه شبرو هستي، از راه ديگر آيي

+ نوشته شده در یکشنبه 25 مهر1389ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط روشنا
|
در تهران قدیم رسم بوده در آخرین جمعه ماه رمضان٬ دخترهای دم بخت می رفتند
مسجد محله شون. بعد از منبر بالا می رفتند که یعنی من آماده ازدواجم.!!!!
تشریف بیارید خواستگاری!
فقط فکر کن سر بالا رفتن از منبر چه گیس و گیس کشی می شده
حالا که این رسم خرکی!! ور افتاده٬ به قول آقای رفیع من یک بسته پیشنهادی
دارم.
بیاین امروز همه بریم راهپیمایی 
چیه؟! اصلا من به سیاست کار ندارم که! گوش کن!
همه دخترای دم بخت و از بخت گذشته و ... اعلام آمادگی می کنند.
طرفین! ذکور هم تشریف میارند
تازه محاسن! هم داره. آقایون شو نمی گم. راهپیمایی رو می گم
۱. دیگه مطابق اون رسم قدیمی٬ گیسی به باد نمی ره
۲. قبل از مادر طرف٬ خودش تو رو می پسنده
۳. مسیر طوولانی٬ قشنگ حرفاتو می زنی
۴. امروز کسی بهت کاری نداره٬ خوب اومدی ادای دین!
۵.ازت بپرسند با طرف کجا آشنا شدی٬ می گی توی یک میتینگ! کلاس هم داره
۵.از همه مهمتر٬ شعاع دایره انتخابت در حد لالیگاست
سنت های کهن را نباید فراموش کرد. کافیست به روز شوند!
*حکومت شلوغی راهپیمایی رو از من داره ها!
*در ضمن٬ دوستان در میان مردم باشند. ابطال روزه تون گردن ما نیفته 
والا! ما که شانس نداریم! تا دیروز می نداختین گردن شیطون٬ امروز لابد نوبت منه
مظلومه!!
بازم بگید ج. ا بده!!!!

+ نوشته شده در جمعه 12 شهریور1389ساعت 6:21 قبل از ظهر  توسط روشنا
|
به زودی یک محموله دیگه از کمک های هلال احمر کمک های نقدی و جنسی!
رو می بره پاکستان.
ما که نقدی مقدی از دستمون برنمیاد
لااقل کمک جنسی کنیم
دوستان دقت کنید افراد ویژه! تشریف نیارند.
این بنده های خدا به قدر کافی وبا و طاعون و... دارند
شما دیگه به سبزه آراسته اش نکنید.
هرکی میاد کمک٬ دستش بالا
دقت کنید! خانم ها مقدم اند
اما از جلافت گذشته٬ برای این ملت درمانده دعا کنید
+ نوشته شده در یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 8:10 قبل از ظهر  توسط روشنا
|
سلام
شرمنده از بی خبری
شرمنده از لطف همه شما
و بیشتر شرمنده از اینکه کامنت ها بی جواب موند
کامم چندان شیرین نیست
ترجیح می دم با حال خوش پست بگذارم و جواب کامنت بدم.
دل همگی شاد
رمضانتون مبارک
ما رو هم فراموش نکنید
+ نوشته شده در دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط روشنا
|
*توضیحی که اضافه شد
پیرو این پست آنی دالتون:
البته با همون ریتم معروف خودش بخونید
+عینی خوبه یا ذهنی؟
ـ البته عینی٬ عینی!!!
.......دوباره و پس از تناول تعدادی شلاق
+ عینی خوبه یا ذهنی؟
ـ وااااااااااااااااا!
استغفرالله٬ توبه!
........برای بار سوم عرض می کنم
+عینی خوبه یا ذهنی؟
ـالبته ذهنی٬ ذهنی!
همین بهتره! هنوز جای نوازش ها! درد می کنه
این پست جهت کوری چشم عباسی نامی
نوشته شده و ارزش دیگری ندارد
لازم به ذکر است اینجانب با هرگونه اش! مخالفم و در واقع اصل مسئله را که گناه هم داره٬ رد می کنم.
اما این که هر کس یه حرفی بزنه و هی بگه این مشکل جامعه کنونی ماست یا اون٬ خیلی منو عصبانی
می کنه. آقا! راه حل داری٬ بسم الله! والا من هم الان براتون ردیف می کنم مسائل دیگه جامعه چیا هستند.
+ نوشته شده در سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط روشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه 10 مرداد1389ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط روشنا